توانگرى و درویشى آنگاه آشکار شود که در قیامت عرضه بر کردگار شود . [نهج البلاغه]
 
پنج شنبه 88 خرداد 14 , ساعت 9:52 عصر
ساعت دو نصف شب است. همین حالا به خانه رسیدم. طرفداران میرحسین بسیار کمتر از آنچه انتظار می رفت، در خیابان هستند. اتفاق عجیبی که به نظر من به چند بحثی که در زیر به آن اشاره می شود ربط دارد. (آنها مبهوت ماجرای آخر مناظره اند)


در ضمن حامیان احمدی نژاد با یک برنامه از پیش تعیین شده، حضور بسیار پررنگتری دارند. به نظر می رسد این اولین برنامه ریزی سازماندهی شده ستاد احمدی نژاد بود که با حداقل نیرو، حداکثر تبلیغات را به نمایش گذاشت.


اما چند نکته درباره مناظره:


1) نگفتن حرفی در دفاع از خود


اشتباه اول میرحسین این بود که به مواردی که احمدی نژاد درباره دولت میرحسین گفت، جواب نداد. مثلا بحث 96میلیارد تومان برداشت غیرقانونی، سخنرانی علیه منتقدین، ماجرای هشت ماده امام، ماجرای رابطه با عربستان، یا علت سکوتش در مقابل تورم 49 درصدی و سیاست خارجه انفعالی، 18 تیر، ماجرای هسته ای و ...


شاید برخی عدم دفاع از هاشمی و خاتمی را از او بپذیرد ولی مطمئنا همه به دنبال پاسخ برای علت سکوت او می گشتند و اتهاماتی که احمدی نژاد به آنها اشاره می کرد.


احمدی نژاد به خوبی توانست شبهات جدی در خصوص نیت او که ادعا می کند که به خاطر «خطر»ی که کشور را تهدید می کند وارد کند. همچنین ابهامات متعددی در خصوص نخست وزیری میرحسین.


میرحسین به راحتی می توانست به مسئله جنگ و یا خیلی مسائل دیگر اشاره کند و از خود دفاع کند اما از آنجا که فقط برای حمله آمده بود، آمادگی دفاع نداشت و غافل گیر شد.


2) دردسری به نام زهرا رهنورد


اشتباه دوم میرحسین (که شاید به چشم برخی نیاید) این بود که ادعا کرد که همسرش ده سال درس خوانده. مطلبی که دروغ بودنش در تا آخر انتخابات او را رها نخواهد کرد.


3) عدم ارائه برنامه و نقد مصداقها به جای برنامه ها


اشتباه سوم میرحسین این بود که وارد بازی باخت ـ باخت شد. هیچ کدام از برنامه های احمدی نژاد را نقد نکرد و برنامه ای ارائه نکرد. بلکه نشست و حرفهایی می زد که در دور بعدی احمدی نژاد پاسخ می داد و البته چند مورد را هم به آن اضافه می کرد.


خیلی منتظر بودند که بدانند «برنامه» او چیست. «نقد»ش چیست و راهکارش چیست. اما طرح مباحثی چون سیر همدان تا هولوکاست، فرصت کلی نگری را از او گرفت.


4) اشتباه از نوع قبل ازمناظره


اشتباه چهارم میرحسین، به قبل از مناظره برمی گردد. جاییکه گفته بود که به حمایت رفسنجانی افتخار می کند. در جایی که جاسبی، پسر و دختر آیت الله رفسنجانی و ... ستادش را در دست گرفتند. او در مخمصه ای گرفتار شده بود که نه راه پیش داشت نه پس!


احمدی نژاد به راحتی نام فرزندان ناطق و هاشمی را می آورد و میرحسین تنها مجبور به سکوت بود. سکوت امشب بسیاری از طرفداران میرحسین را باید به حساب این قسمت گذاشت.


امشب اندک طرفداران میرحسین درحالیکه بسیاری ازحامیان میرحسین درخصوص سوالات مطرح شده درباره عملکرد میرحسین ابهام داشتند، به جای آنکه از میرحسین دفاع کنند در دفاع از هاشمی شعار می دادند و بحث می کردند! حالا میرحسین چه بخواهد و چه نخواهد با هاشمی و یارانش گره خورده است.


پرسشهای بی پاسخ، ضعف اصلی میرحسین


هرچند پیوند دادن هاشمی و میرحسین به هم که امشب در خیابان هم مشاهده می شد، کاری بود که احمدی نژاد آن را مدیریت کرد، اما به نظرم میرحسین نه به احمدی نژاد که به «چیز»هایی که جواب نداد باخت. میرحسین به «چیز»هایی که درقبالشان سکوت کرد باخت چراکه مردم از کسی که «شهامت» اظهار نظر و دفاع از عملکرد خود را نداشته باشد و بخواهد دوپهلو سخن بگوید، خوششان نیم آید.


اثرات مناظره امشب بر روزهای آتی


مناظره امشب دو نتیجه مهم در پی خواهد داشت:


1) هاشمی وارد می شود


پای هاشمی و فرزندانش به صورت مستقیم به انتخابات باز شد و سرنوشت هاشمی و میرحسین به هم گره خورد.


2) تشدید حملات توپخانه ها


ترور شخصیت احمدی نژاد و حملات و جنگ روانی گسترده علیه وی و دولتش وارد فاز جدید و جدی خواهد شد. بازی هاشمی ـ احمدی نژاد، از یک بازی که در لفافه بود به جنگی علنی تبدیل شده است.


3) مردم و سوالات بی شمار از میرحسین


از حامیان دوآتشه میرحسین که بگذریم، توده مردم با سوال های مهمی در خصوص ماهیت میرحسین و عملکرد گذشته اش و نسبتش با دیگران، روبه رو هستند که میرحسین برای آنها پاسخ نداشت و این بسیار تاثیر گذار است. سکوت وی در قبال سیاستهای خاتمی و هاشمی و نسبت دولت مدنظر وی با دولت آنها.


4) چشم اسفندیار میرحسین


با علنی شدن «بازی»، ماجرای هاشمی برای میرحسین به یک «چشم اسفندیار» تبدیل خواهدشد. باید نشست و دید تیم مشاوران میرحسین چگونه از پس ارتباط با فردی که او را «عالیجناب سرخ پوش» می خواندند بر خواهد آمد.



لیست کل یادداشت های این وبلاگ